|
دیدمش نشناختمش .سخت شناختمش شده چوب کبریت لاغر حال خوبی نداره راهش و گم کرد راهی و داره میره که برسه به....... حرفا یه من که اثری نداشت ... یادمه تو دفترش واسه نگینش نوشته بود تاریک بود ندیدم بی حراس گم شدم افتادم تا اینده ای نزدیک که گم شوم چه سخته شبایه تنهاییت بی کس باشیو خون گریه کنی بی کس نبودم ولی اونایی که بودن بی ارزش بودن چون فقط واسه........ اینم مربی مون بود البته دوستمون یادش بخیر
من خیلی از دوستامو از دست دادم ولی سعید محسن ..
حالا نوید هم اضافه شده به از دست داده ها ۳ هفته هست که ندیدمش نیستش چون پرسیدین گفتم بزودی عکس هایه خودمو نویدو محسنو..... دوستامونا میزارم قسمت . . . زندگی من مثل شمع خرده خرده آب می شود ، نه ، اشتباه می کنم _ مثل یک کنده ی هیزم تر است ، که گوشه ی دیگدان افتاده و به آتش هیزم های دیگر ، برشته و زغال شده ، ولی نه سوخته و نه تر و تازه مانده ، فقط از دود و دم دیگران خفه شده . . .
|
About![]()
نویدومهران از اصفهان Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
jostejogar
نیلو |