|
سلام به همه
از نوید پرسیدین که چکار میکنه کاره خاصی نمیکنه صبح تا شب میره باغ رضوان پیشه عزیزاش من بیشتره ۸ ساله میشناسمش دوستیم مثل برادریم ولی لجبازه هر کاری بخواد میکنه زندگیش پر خستگیه نگینش رفت دوستاش و چندتا بد بیاری که نمیشه گفت... ولی بدونین من بیشتر نگرانم ........ هیچ وقت ناراحت موجودات خسته نشین که شما رو هم خسته میکنن(شرلی)
راستی به کی رای میدین من به دکتر احمدی نژاد رای میدم شما چی؟ اخه من از مغرور بودنش خوشم میاد
من مهران یه دوست قدیمی با یه دنیا شادیو غم
یه دنیا مهربونی دوست داشتم تو این روزها نوید هم میتونست همراهیم کنه ولی حاله خوبی این روزا نداره این متنو واسه نوید میزارم
دارم تصمیم میگیرم شاید بمونم اگه بمونم خسته ترین میشم
میخوام یه داستان بگم روزی که منو مهران و سعید و محسن که هم رشته بودیم واز راهنمایی تا دانشگا با هم بودیم۴تا قرص خریدیم سال ۷۶ بود نفری۲۵۰۰۰پول دادیم قرص زندگی بود انگار دیروز بودسعید عشقش بهش خیانت کردو تحمل نیاورد یه شب که تو پارک بودیم جلو همه گفت کم اوردم دارم دق میکنم گفت حلالم کنین از هم جدا شدیم تا صبح مادرش تلفن کرد به منو مهران گفت بیایین واسه خاک سپاری باورمون نشد سعید قرصشو خورده بود یادم نمیره تا مدتی نمیتونستم حرف بزنم هممون داغون بودیم و هستیم گذشت تاسال ۸۳ که محسن هم بخاطر مشکلات کم اوردو مادرش میگفت شبش همه رو شام برد بیرون صبح که بیدارش کردم بیدار نشد یادم نمیره تو باغ رضوان تا صبح فرداش موندیمو گریه کردیمو خاطراتمونو تعریف میکردیم۲تا از ماها رفت من موندمو مهران.فکر کنم نوبت من شده هر روزم سخترو بدتر روز قبل دیگه معنیه انتها رو فهمیدم فقط مونده جرات که به زودی پیدا میکنم و ....... خیلی بار گناهم زیاده میدونم ولی موندنم فایده ای نداره مگه اینکه معجزه بشه دوباره. کاش همون دفعه اول رفته بودم حالا میفهمم کم اوردن یعنی رفتن............... حلالم کنین
|
About![]()
نویدومهران از اصفهان Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
jostejogar
نیلو |