|
ساله جدید بر همه عزیزانم مبارک
هر چه سرم امد از سفر بود هر که را دوست داشتم در سفر رفت اما سفرشان همیشگی بود به خدا حسادت میکنم ولی من از انها دورم چه خواهد امد سرم
چشم هایش را بسته است تا نبیند بی تابی دل مرا ، آهای اهالی زمین ! به او بگویید :
دوستش دارم ...(ن/ب)
تو را هر لحظه تا ديدار ، تو را تا مرز ِ بي انکار تو را مي خواهم اما تو ، مرا در خويش جا مگذار ! من از هر فرصتي با تو ، براي عشق لبريزم بدون ِ تو دلم را بر کدامين شاخه آويزم ؟! مرا با خود ببر حتي به هر بن بست و بي راهي مرا در خويش جا مگذار ! ببر هر جا که مي خواهي صدايي جز شکستن نيست ، در اين دالان ِ تنهايي رهايم کن از اين کابوس ، چرا ديگر نمي آيي ؟!
شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی تورا با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهاییم روئید با حسرت جدا کردم ! و تودر پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی: « دلم حیران و سرگردان چشمایی ست رویایی » ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم. همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم. و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی رفتی نمی دانم کجا ...!
کاش می دانستی چشمانت با قلب من چه کرده.. کاش می فهمیدی نبودنت هستی ام را به نابودی کشانده.. کاش باورم می کردی... من همیشه بیقرارم.. همه ثانیه های زندگی ام به شوق دیدن تو در سکوت می گذرند.. لحظه هایم پر شده از یاد تو.. ....و.... ...ونگاه منتظرم همیشه چشم به راه امدنت.. کاش همه حرف هایم را از چشمان پر از اندوهم می خواندی... کاش.... و انوقت دیگر فاصله ای نبود... ....میان من و تو
تنهاییم اصیل است واصالتم به جغدهای آواره شهر سوختگان میرسد تنهایی مرا تو درک نخواهی کرد سایه ام بر روی هیچ دیواری نیست انزوای من اصیل است و بی سایه ناله های مرا از دورترین بیشه دنیا گوش کن ناله هایم تلخ است پر از تنهایی بغض تنهایی من را تو نخواهی فهمید من سراپا بغضم هیچکس را فراموش نکردم اما خود فراموش شدم.
نوجوانیم را تمام کرده بودم بالاخره اعتماد کردم به او... تا عاشق شدم اما قانون عشق را زیر پا گذاشتم و یکطرفه در جادهای رفتم که هیچ همراهی نداشتم اری او خیالی بیش نبود پس از مدتها جدایی هنوز در همان جاده جاده ای هستم که امثال ...او در این جاده امدندو رفتند ولی دیگر عاشق نشدم تا به خودم امدم دیدم ان نوید تبدیل به سنگی شده که خودش هنوز سنگ شدن را باور ندارد این سنگ را تو باید بشکنی سال نو در راه هست و من ۱سال وچند ماه هست که از او دورم هروزو شب با یاده او هستم منو رها کن از این فکر تنهاییـی(نوید)
نوجوانیم را تمام کرده بودم بالاخره اعتماد کردم به او... تا عاشق شدم اما قانون عشق را زیر پا گذاشتم و یکطرفه در جادهای رفتم که هیچ همراهی نداشتم اری او خیالی بیش نبود پس از مدتها جدایی هنوز در همان جاده هستم امثال ...او در این جاده امدندو رفتند ولی دیگر عاشق نشدم تا به خودم امدم دیدم ان نوید تبدیل به سنگی شده که خودش هنوز سنگ شدن را باور ندارد این سنگ را تو باید بشکنی سال نو در راه هست و من ۱سال وچند ماه هست که از او دورم هروزو شب با یاده او هستم منو رها کن از این فکر تنهایی
|
About![]()
نویدومهران از اصفهان Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
jostejogar
نیلو |